سارا پرنسس من

ما و عاشقانه های یک پرنسس

پرنسس و لب تاب مامی 27/01/2012

دسته‌بندی شده در: خاطرات مامان یه پرنسس — myprincesssara @ 19:09
Tags:

به لطف یه پرنسس کنجکاااااااااااااااااااااااااااااااو لب تابم داره دچاره مرگ زودرس می شه!

مساله لب تاب نیست, مساله اینه که هر اتفاقی هم که بیوفته نمی شه حرف زد !!!

هیس! بگو فدای سرت

 

سناریوی خواب 24/01/2012

ساعت نه شب! وقت لالا

نپیش و عوض می کنم, جاش و مرتب می کنم, چراغ و خاموش می کنم و می گم سارا لالا, اولین حرفی که می زنه می گه: نیست, نیست,

آها, می دونم دنبال چی می گردی وروجک, اینم از پستونکت. میگم بابا رو بوسیدی؟ شب به خیر گفتی؟ می ره و صورتش و به باباش نزدیک می کنم بعد هم با افتخار صورتش و میاره سمت من.

دراز می کشه, منم کنارش می خوابم,دستم و می گیره,  یهو سرش و بلند می کنه و می گه: می نم, می نم (می کی موس)

می گم برو بیارش, بدو بدو می ره می نم و میاره, دراز می کشه و دوباره می گه می نم, می نم

می گم برو اون یکی رو هم بیار (آخه دو تا می نم داره), اون یکی هم به ما می پیونده, رو همون بالش چهارتایی دراز کشیدیم. چند لحظه می گذره حوصله اش سر می ره, می نم ها رو می ندازه یه طرف و می گه : مامان, ماااااااااااااماااااااااااااااان, مااااااااااااااااامااااااااااااااااان

می گم جان دلم: می گه : آب

می ریم سمت یخچال تو لیوانش آب می ریزم, می بینم لیوان به دست داره می ره سمت بالش, می گم سارا خانم, با لیوان نه! با بی میلی لیوان و پس می ده!

دوباره دراز می کشیم: شروع می کنه حرف زدن و بازی گوشی.می بینم داره دیر میشه, خودم و می زنم به خواب

سرش و میاره نزدیک, میگه مامان, ماماااااااااااااااااااان, چشمام و باز می کنم, تو تاریکی دو تا چشم براق می بینم, می گم: بله  می گه: دویی(گل رو بالش رو می گه)

می گم: ساراااااااااااا لالا, آروم می گیره,همچنان دستم تو دستشه, سه دقیقه بعد دوباره شروع می کنه به وول خوردن.

به روی خودم نمیارم و خودم وبه خواب می زنم, همون موقع یاد دیالوگ یه فیلم کمدی می افتم: Play dead, it always works (خنده ام می گیره) حالا منم خودم به خواب می زنم اما نمی دونم چرا جواب نمی ده. دیگه دستم خواب رفته و احساس گزگز می کنم, اما وروجک هنوز بیداره! یه لحظه سرم و بلند می کنم تا ساعت و نگاه کنم, ده و سی و… خورده اش رو نمی بینم, بی خیال می شم.به خودم می گم تا ده دقیقه دیگه حتما خواب رفته!

همین هم میشه, چند دقیقه بعد می بینم, یه فرشته, آروم, پاک و زیبا کنارم خواب رفته! حالا دیگه من دلم نمیاد بلند بشم و خودم و از دیدنش محروم کنم, از خدا به خاطر داشتن همچین پرنسسی تشکر می کنم و اروم دستم و از توی دستش در میارم.

* این سناریو بر اساس واقعیت بود و تقریبا هر شب اجرا می شود.

* این پست صد و نودم (190) از وبلاگ سارا پرنسس من بود.

 

 

دخترکم, وروجکم بیست و دو ماهگیت مبارک, امیدوارم دویست و بیست ساله بشی, نفسم!

 

تو پاک ترینی 20/01/2012

دسته‌بندی شده در: دغدغه های مادرانه — myprincesssara @ 18:37
Tags:

تو پاک ترینی!

هر روز, هر لحظه پیش از پیش در دریای آرام دنیای تو فرو می روم و غرق می شوم. روح تو چقدر ساده پاک است, نفست چقدر ساده بوی گل می دهد, لبخندت چقدر ساده به دل می نشیند, چقدر ساده می بخشی و می گذری!

و

تو چه ساده می توانی مرا به اوج برسانی! به اوج لذتی مادرانه !

دوستت دارم

 

 

شیرینی های یک پرنسس 20/01/2012

دسته‌بندی شده در: ماجراهای سارا پرنسس من — myprincesssara @ 03:06

* با بابا جون رفته بودی بیرون, اون روز باد میومد, بابا عرفان هم بهت گفته ببین بابا داره باد میاد. به این میگن باد. از اون روز به به جای کلمه بابا می گی : باباد !

* نون آخر مامان و خیلی با تاکید می گی, هر بار کارم داری می گی: مامان ن ن ن.

* هر شب قبل خواب یکی یه دونه بوس خوشگل به مامان و بابا می دی. دو روزه موقع خواب عصر, صورتت و می بری نزدیک که بابایی ببوستت و بعد هم نوبت منه.

* بهت می گم سارا چند سالته؟ دستت و میاری بالا, پنج تا انگشتت و نشون می دی و می گی : دوووووو !

 

 

ماکارونی و پرنسس 17/01/2012

روز یک شنبه می خواستم واسه خانمی ماکارونی درست کنم, که به ذهنم رسید خوبه یه خورده ماکارونی شکلی بهش بدم تا هم سرگرم بشه و هم خوب بشناستشون. چند تا ظرف و کاسه و قاشق و سبد هم دادم تا هر کاری می خواد بکنه. وروجک کنجکاو من, کلی استقبال کرد و سرگرم شد, هی هم می زد, می چشید, از این ظرف به اون ظرف می ریخت و … روز دوشنبه دیگه اونا واسش یکنواخت شدن و یه گوشه افتاده بودند. من هم یه ظرف کشک خشک و سه چهار تا لیمو عمانی هم بهشون اضافه کردم تا دوباره تازگی پیدا کنند. خوب بود , خوب هم جواب داد. امروز سه شنبه کف خونه فقط لیمو و ماکارونی و کشک ریخته بود + دستمال و قاشق و توپ و  … (تصویر کوچکی از یه خونه بچه داری) خونه رو تمیز کردم و بهتر دیدم دو سه هفته دیگه دوباره اینا رو در اختیارش بذارم ببینم این بار چه می کنه.

نتیجه این تجربه علاوه بر سرگرم شدن پرنسس و شناخت آنها, این کلمات زیبااااااااااااااااااااااااااااااااااااا و دلچسب بودند:

کشک = گک

سبد = دبد

ماکارونی = ماگکی

لیمو = ایمو

 

امروز ما… 15/01/2012

طبق جستجوهای قبلی, امروز تصمیم گرفتم که برای دخترکم آب رنگ انگشتی خونگی درست کنم و بذارم هر کاری که دلش می خواد بکنه. همین هم شد با کمی آب, آرد ذرت, شکر و رنگ های خوراکی واسش آب رنگ درست کردم, توی آشپزخونه سفره انداختم, کاسه های رنگ و یه دفتر گذاشتم جلوش و خودم هم کنارش نشستم. پرنسس کلی خوشش اومد و انصافا هر کاری که دلش خواست کرد و کلی هم به سر و صورت من و خودش مالید. بابا جون سارا خانمی هم هی از دخملش عکس می گرفت.آخر کار هم همه رنگ ها ر و قاطی پاتی کرد. اما, اما وقتی خسته شد کاسه رنگ و دست گرفت و راه افتاد به سمت مبل ها, هر چی بهش گفتم که نرو, گوش نکرد منم مجبور شدم کاسه رو از دستش بگیرم و ماجرا به کلی گریه ختم شد و همون موقع بردمش حموم. حالا موندم بهش خوش گذشت یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

زیباترین آثار هنری

 

به نظر من مهم ترین نکته بعد از سالم بودن این رنگ ها اینه که وقتی به دست و صورت یا حتی سرامیک و یخچال مالیده میشن, بعد از خشک شدن خودش راحت کنده می شن و می افتند. فقط این وسط یه پدر و مادر بسیاررررررررررررررررررر صبور لازمه که واسه یکی دو ساعت بی خیال همه چی بشن( الیبته ما یه دوسالی هست که بی خیال همه چی شدیم :) ), وگرنه ماشالله این وروجک ها که همیشه واسه انجام هر گونه ریخت و پاش (کنجکاوی و تجربه) آماده اند.

 

پوکویو 12/01/2012

دسته‌بندی شده در: ماجراهای سارا پرنسس من — myprincesssara @ 18:45

پوکویو, کارتون مورد علاقه پرنسس

 

 

اثر هنری 07/01/2012

دسته‌بندی شده در: ماجراهای سارا پرنسس من — myprincesssara @ 19:58

اثر هنری سارا بانو

 

سارا نامه ژانویه 2012 06/01/2012

دسته‌بندی شده در: ماجراهای سارا پرنسس من — myprincesssara @ 19:21

هواپیما = املا Amela

هویج = ابی Abi

جوراب = بیلاب

ناف = نام

خال = آل

طوطی = توتویی

توپ = دوپ

عمو = عمو

سبد = دبد Dabad

پاپیون = بابیو Babio

کشک = گک

ماکارونی = ماگکی

لیمو = ایمو

میوه = میو Mio

دمپایی = دمپ

دفتر = دب Daba

 

تهیه خمیر بازی خانگی 06/01/2012

یک پیمانه آرد

یک پیمانه آب ولرم

یک قاشق روغن

یک سوم پیمانه نمک

رنگ خوراکی به مقدار دلخواه

آب , آرد , روغن و نمک رو با هم مخلوط می کنیم و خوب ورز می دهیم. تا جایی که خمیر مورد نظر به دست نچسبد. اگر چسبناک بود, کم کم ارد اضافه می کنیم تا خمیر مناسبی به دست بیاد. بعد خمیر رو چند قسمت کرده و از هر رنگی که می خواهیم خیلی کم به ان اضافه می کنیم و باز هم خوب ورز می دهیم تا رنگ خمیر یک دست شود.

به مقدار لازم از هر رنگ در اختیار وروجکمون قرار می دهیم و باقی رو در زیپ کیپ درون یخچال قرار می دهیم.

 

 
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.